شهرت كرد - و مرزا هندال كه در رستاخ كه پيش لشكر بودند مراجعت نموده بسر پل يسر كه خندق قلعهء ظفر است رسيده بودند كه خبر يافتند كه مزاج شريف به حال آمده منفعل شده برگشتند - باز برستاخ رفتند - بابوس كه قلعهء تاليقان را داشت و بعضى امراى كه پرگنات بدخشان را بايشان سپرده بودند انداخته باندراب جمع شده بودند و امراى مرزا سليمان كه هرجا گريخته بودند سر برداشتند - چون به زودى خبر صحت بندگان حضرت به همه رسيد باز بهر جانب فرار نمودند - و بابوس و آن جماعه كه جمع شده بودند بدرگاه آمدند - و قرچه خان و حسين قلى سلطان مهردار درين ورطه كمال دولتخواهى بتقدم رسانيدند - مرزا عسكرى را در بند نگاه داشته بودند - و از همين منزل فضايل بيگ برادر منعم بيگ را بكومك كابل تعين نمودند - و ملا بايزيد طبيب كه معلّم مرزا جلال الدين محمد اكبر بود در لشكر بدخشان همراه بود - و درين بيمارى به حضرت خدمتگارى بسيار بجا آورد - و بىبى فاطمه كه اردو بيگئ محل بود او نيز در خدمتگارى تقصير ننمود - چون حضرت را به قدر قوتى شد در محفّهء درآمد - متوجه قلعهء ظفر شده نزول فرمودند - و مزاج مبارك ايشان صحت تمام يافت *
در عين زمستان به جهت صحبت داشتن حضرت - جلال الدين محمود اوبهى كه مير بيوتات بود خانهء كانى « 1 » ترتيب داده - و حضرت ساعت خوش
هامش
( 1 ) براى معنى ببينيد ترجمه اكبرنامه از بيورج جلد اول صفحه 496 نوت ( 2 ) *