بدرهء خوست درآمدند - و چند روز در پيش نانهاى خوست صحبت داشتند - و شكار مرغابى و كبك و ماهى آن سر درّها كرده متوجه ورسك شدند - چون بورسك رسيدند شكار كنجشك دام نمودند - و شكار كنجشك دام به اين نوع است در ميان درّه ديوارى كردهاند و در پهلوهاى كوه كه در برابر ديوار است دو كس دوتها بدست گرفته ايستاده مىباشند - يكى درين كوه و يكى در ان كوه - و در ان طرف ديوار كه كنجشك مىآيد جاى قرار دادست - چون كنجشك به آنجا مىرسد دو كس كه در كوه ايستادهاند دوپته ( ته ) مىگردانند و آن چند كس كه درين طرف ديوار مطرب گرفته نشستهاند - چون دو پته ( ته ) گرداندند ايشان را ديدند بيك مرتبه بر سر ديوار مطرب مياندازند و از خيلى يك هزار و دو هزار باشد اندكى در مىرود - و ديگر كنجكشها بمطرب در مىآيند - و بايزيد بيات در ان زمان ملازم حسين قلى سلطان خان مهردار بود - و حضرت طلب طعام فرمودند - ديگقرن و ركيب پيش رفته بود - و راه كنار دريا كه اردو مىرفت بنوعى تنگ بود كه تواچيان ديگقرن و ركيب را نتوانستند آورد - و بايزيد بعرض رسانيد كه كباب كبك و بودنه و مرغابى در ركيب سلطان طيار است - حضرت فرمودند كه بيار - بعد از تناول نمودن سر و پاى هم ببايزيد عنايت فرمودند - و بعد از ان متوجه فرخار شده نزول فرمودند - و از ميوهاى آنجا تناول فرموده - روز ديگر در كلاوكان نزول فرمودند - و روز ديگر بكشم تشريف بردند - و سه چهار ماه در كشم تشريف
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 71
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٧١