شدند - چون مرزا كامران رخصت فرموده بودند كه بيرم خان بمرزايان ملاقات نمايد مرزا سليمان را اندرون قلعه در خانهء قاسم مخلص نگاه ميداشتند بيرون آورده بباغ جلال الدين بيگ كه در پهلوى باغ شهر آراست بردند - نواب مذكور آنجا ملازمت نموده فرمان و سروپاى حضرت و كتابت حضرت شاه را گذرانيده قضيهء اسپ بورنى جيق را بعرض رسانيد - و رخصت حاصل كرده روز ديگر به جلكهء « 1 » سياه سنگ رفته - مرزا يادگار ناصر كه از بكر آمده بود رفته ملازمت كردند - و تا سه پاس شب در ملازمت مرزا بودند - و سبب بيشتر بودن در ملازمت اين بود كه در هند به يكديگر خصوصيت داشتند - و بعد از چند روز جواب فرمان حضرت شاه و كتابت نوشته بنواب بيرم خان حواله كردند - و نواب خوانزاده بيگم را از قبل خود بطريق ايلچىگرى همراه بيرم خان نموده بقندهار بملازمت حضرت فرستادند - و بندهء درگاه بايزيد دران اوقات در خدمت برادر درويش بهرام سقا در گرديز بود - چون خبر قبل قندهار و جمعيت حضرت و زور كومك قزلباش در كابل شهرت تمام يافته سپاهى و رعيت را دغدغهء ملازمت حضرت شد - تذبذب « 2 » در لشكر مرزاى مذكور پيدا شد - مرزا كامران از امراى خود كنگش طلبيدند كه مرزا سليمان و مرزا هندال و مرزا الغ را كه
هامش
( 1 ) جلگه بالضم و سكون لام و كاف فارسى مرغزار - فرهنگ انندراج جلد اول صفحه 831 و جلگه سياه رنگ مرغزاريست در مشرق كابل - بيورج - جلد اول صفحه 462 نوت ( 4 ) *
( 2 ) در اصل نسخه « مزبذب » *