تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
چند روزى آسوده شوند و از سپاهى نيز جمعى ديگر به او همراه شوند چند روزى توقف نمودند - و مرزا هندال به هيچ چيزى مقيد ناشده كوچ بر كوچ متوجه قندهار شدند - چون مرزا الغ و آن جماعه از راه گرديز متوجه قندهار شده بودند - در اندك زمان بملازمت مشرّف گرديدند و بعنايات و التفات خسروانه سرفراز گشتند - و ولايت زمين داور را بمرزا الغ عنايت فرمودند - و مرزا هندال هم از راه تيرى بپابوس سرافراز گشت - و جمعيت حضرت روز بروز افزون مىشد - و مردم قلعه را برعكس اين - محنت روى مىداد - و نواب خونزاده بيگم كه بايلچىگرى رفته بود مرزا عسكرى را نصايح بسيار نموده - قرار بر صلح شد كه قلعه را بسپارد - و قلعهء قندهار را به پسر شاه و امراى تركمان سپردند - بعد از اندك فرصتى مرزا مراد ولد حضرت شاه از عالم رفتند - و دولتخواهان حضرت چنين صلاح ديدند كه امراى حضرت شاه را رخصت داده قندهار را بگيرند - و اورق « 1 » را گذاشته بكابل بروند - و بشاه چيزى بنويسند كه چون هنوز غزنين و كابل ميسر نشد و جاى ديگر كه كوچ و اورق خود را توان گذاشت نبود بنابران قندهار را چند روزى بطريق عاريت بما گذارند - و امرائى كه به غير رضا بملازمت آمده‌اند اگر آنچه خلاف آن مقدّمات كه در ملازمات قرار يافته بعرض رسانند مسموع
هامش
( 1 ) اورق - اوروق - اوراق بمعنى خرگاه - و لرس - ليكسيكو پرسيكو لينينم جلد اول صفحه 141 و فرهنگ انندراج جلد اول صفحه 319 *