تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
مىگذشت كس ديگر بر ان مطلع نبود - و در سر ديوان قراجه خان و مصاحب بيگ كه در ان ولا برادر گفته به او پوستين داغو داده بودند و مبارز بيگ كه برادر مشار اليه و سيد عباس و بابوس و جميل « 1 » و خالق بردى و حيدر « 2 » دوست مغل قانجى و كلبى و غيره از امرا و ديوانيان و يكّه جوانان همه در سر ديوان نشسته بودند - سه چار گهرى بلكه يكپاس بصحبت گذشت - و بيرم خان بعرض رسانيد كه به جهت مرزايان اسپ و سروپا و فرمان آورده‌ام چه حكم مىشود - و بابوس را طلب نموده فرمودند كه فردا بيرم خان بديدن مرزايان ميرود تو همراه باش - روز ديگر بابوس بباغى كه نواب بيرم خان فرود آمده بودند آمده همراه شد - بملازمت نواب مرزا هندال كه در حويلى دلدار آغچه كه در نواحى خواجه عبد الصمد كابلى تشريف داشتند ملازمت نمودند - و فرمان و اسپ و سروپا كه همراه داشتند از حضرت گذرانيدند - تسليمات بجاى آورد - و دران اوقات مرزا مذكور را به چشم بند نگاه ميداشتند - روز ديگر باتفاق بابوس مذكور متوجه ملازمت شاهزادهء عالميان جلال الدين محمد اكبر مرزا كه منزل شريف ايشان در باغ مكتب در خانهء خونزاده بيگم همشيرهء حضرت فردوس مكانى آنجا مىبودند متوجه شدند - ميان شام و خفتن بود كه ما هم بيگه كه آغا
هامش
( 1 ) در اصل نسخه « حميل » بجاى حطى مرقوم است * ( 2 ) در اصل نسخه « حيذر دوست مقل مقل قانحى و كلبى و غيره » مرقوم است *