تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
مقيد دارم چه بايد كرد - ملا عبد الخالق كه معلّم مرزا كامران بود و بابوس كه در كار و امور دخلى تمام داشت بعرض رسانيدند كه اينها را اسپ و سروپا و قسم داده بايد گذاشت - مرزاى مذكور به راى دولتخواهان عمل نمود - و مرزا سليمان و مرزا هندال را از بند برآورده و اسپ و سروپا داده گذاشتند - و در باب مرزا الغ حكم شد كه هرهفته يك امرا نگاه دارد - و حرم بيگم كوچ مرزا سليمان از جواهر و زر آنچه در وسع مىگنجيد باركان دولت مرزا انسانيت كردند و برشوت همه را از راه او بردند - و اين جماعه متفق اللفظ بعرض رسانيدند كه مرزا سليمان را رخصت بدخشان بايد كرد كه اگر روزى مهمى روى دهد به بدخشان درآمده بكومك و زور مشار اليه باز بر سر كابل مىتوان آمد - اين معنى مرزا را بسيار پسنديده افتاد - و بعد از چند روز مشار اليه را رخصت دادند - و حرم بيگم و مرزا ابراهيم را نگاه داشتند - و چون مشار اليه بپاى منار كه ده معموره باشد رسيد كه از كابل دو ميل باشد مرزا كامران از رخصت مرزا سليمان پشيمان شده كس بطلب مشار اليه فرستادند - بعضى كه سخنان زبانى مانده كه در حضور بايد گفت - مرزا سليمان اين معنى را يافته كه از رخصت ما پشيمان شده‌ايد عرضه داشت كرد كه چون در ساعت نيك برآمده‌ام مراجعت نمودن لايق نيست - اگر سخنان زبانى را تفصيل داده و مهر كرده فرستيد بموجب حكم عمل خواهد كرد - مرزا سليمان از ان‌جا كوچ نموده متوجه بدخشان شدند - و مكرّر كس از عقب مشار اليه فرستادن