و ساير خادمان ايشان را ملازمت نموده سه روز در روضه توقف نمودند - و از آنجا كوچ كرده در موضع شنير فرود آمدند - و از آنجا كوچ نموده بموضع ميدان آمدند - روز ديگر از انجا متوجه كابل شدند - چون بنواحىء موضع اوزبك كلتكى رسيده بودند بابوس بيگ با ملا مقبول كه در ان وقت بخشى بيگى نواب مرزا كامران بود و رمزى هزاره كه يساول مرزا بود و لطفى سرهندى كه از يكّهاى مرزا بود آمده نواب بيرم خان را ملازمت نمودند - و راه سر كرده ايشان را در سر خيابان در باغ كلبى سلطان فرود آوردند كه يك جانب باغ بباغ خواجه دوست خاوند متصل است و جانب ديگر بباغ چغتاى سلطان و جانب ديگر بباغ خواجه معين و جانب ديگر به دريا - و اين جماعه بعد بابوس در باغ چادر زده بودند كه از امراى مرزا كامران كسى به بيرم خان آشنانى نكند - و بعد از سه روز كه از كوفت راه برآمدند مرزاى مذكور و خان مذكور را به چهار باغ طلب نموده و جمعى كه در خدمت نواب بيرم خان بودند همه تاجپوش به همان وضعى كه در ميان قزلباش بودند به چهار باغ درآمدند - و در خرگاه كه ديوان خانهء مرزا بود ملازمت كرده مصحف پيشكش نموده - و چون مرزا به جهت كلام اللّه تعظيم كردند در اثناى اين فرامين و كتابتهاى كه از حضرت شاه و حضرت داشتند بيرم خان بايشان داد - و ايشان نشسته مطالعه مىفرمودند - و جواب و سوال كه ميان نواب مرزا و بيرم خان
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 44
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٤٤