تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
بجا آوردند - و چندى از هزارها بقتل رسيدند - و حسين آقا ايلچى سنجاو سلطان را زخم تيرى برويش رسيد - و محمدى مرزا اسپى كه بورنى جيق نام داشت و رنگ اسپ كهر « 1 » بود و شاه طهماس بمرزا سليمان فرستاده بودند و محمدى مرزا آن روز سوار بود - و آن هزاره كه حسين آقا را تير زده بود جمعى ديگر را زخمى كرده نيزهء خود را حوالهء او نموده تاخت - چون نزديك او رسيد جرى « 2 » پيش آمده است - آن جر را آزاد جست - و از ان طرف جر - محمدى مرزا هزاره را بنيزه بخاكدان دهر انداخت - چون نواب مذكور آن جر را پيمودند هژده عرج « 3 » بود تعجبها نمودند - و هزاره آن تير كه در كمان داشت كشاده داد - بر سينهء آن اسپ رسيده بود باوجود آن زخم ده ميل راه آمده اسپ افتاد - روز ديگر نماز عصر بموضع منكير كه از ديهاى غزنين است رسيدند - و در ان وقت رئيس فخر الدين والد رئيس شمس الدين آنجا بود - مهمانى لايق نموده كيفيت تشريف آوردن ايشان را بمرزا كامران عرضه داشت نمود - همان روز آنجا مقام كردند - روز سيوم از آنجا كوچ نموده بروضهء حضرت سلطان محمود فرود آمدند - و شيخ شاهى
هامش
( 1 ) در اصل نسخه كبهر امّا صحيح كهر بر وزن سفر - رنگى باشد مر اسپان را كه به عربى كميت گويند - فرهنگ انندراج جلد دوم صفحه 1157 * ( 2 ) جر بفتح اول و سكون ثانى فارسى - شگاف عموما و زمين شگافته خصوصا - فرهنگ انندراج جلد اول صفحه 811 * ( 3 ) عرج شايد اين لفظ ارش است مقدارى باشد معين و آن از سر انگشت دست باشد تا مرفق كه بندگاه ساعد و بازو است - فرهنگ انندراج جلد اول صفحه 142 *
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 43 | محمد هدايت حسين / بايزيد بيات