تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
چون اين جماعت رسيدند و جنگ واقع شد و بندهء درگاه بايزيد هم در ان لشكر بود - رفيع كوكه مذكور بدست افتاد و اسباب و اشياى كه بود به تمام و كمال بتصرّف اين جماعت درآمده - و بعد از دو روز ديگر باز باردوى ظفر قرين ملحق شدند - گوسفند بيشمار و غله بيحد باردو درآمد - يك روز احمد سلطان شاملو حاكم سيستان و حيدر سلطان شيبانى و عليقلى و بهادر فرزندان مشار اليه و مقصود بيگ آخته بيگى شاملو پسر زين الدين سلطان و دوست باباء قوربيگى و حيدر محمد آخته بيگى و مهتر يوسف خزينه‌دار و ميرك مارستانى و حيدر . . . تبريزى ملازمان حيدر سلطان شيبانى همه مكمّل و مصلّح شده انگيز « 1 » جنگ قلعهء قندهار نموده چند مرتبه چپقلشهاى « 2 » مردانه به پيادهاى قلعه كردند - خيلى از پيادهاى قلعه ضايع شدند - به عليقلى ولد حيدر سلطان شيبانى و ميرك مارستانى زخم تير رسيد - و باباء دوست قوربيگى و مهتر يوسف بشهادت رسيدند - و هردر چند روز پيادهاى قلعه برآمده و سوارهاى اردو چپقلش مىكردند - و بعد از چند روز نواب بيرم خان به چوب بادام تلخ كه از روضهء حضرت امام آورده بود حربهء خود ساخته تاخت - و محمدى مرزا و سيد محمد پكنه و جمعى كه در خدمت نواب مذكور بودند فراخور مردانگى خدمت
هامش
( 1 ) انگيز بزاى معجمه بمعنى برانگيخته - و در بعضى فرهنگ بمعنى اراده نوشته فرهنگ انندراج جلد اول صفحه 313 * ( 2 ) در اصل نسخه چقلش اما لفظ صحيح چپقلش است بمعنى جنگ و در غياث نوشته كه بمعنى جنگ شمشير است *
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 42 | محمد هدايت حسين / بايزيد بيات