محال ديگر كه در نواحى قلعه بود فرود آمدند - و اين در آخر سنه 94 « 1 » بود - و بعد از پنج روز حضرت با اردوى و باقى لشكر تشريف آوردند - و قلعه را تنگ قبل نموده مرچل قسمت كردند - و در همان چند روز مويد بيگ و اسمعيل بيگ دولدى خود را از قلعه انداخته بپابوس مشرّف شدند - بعد از چند روز ديگر كه قبل بود در اردوى ظفر قرين بقدرى عسرت واقع شد - خبر رسيد كه رفيع كوكهء مرزا كامران در جانب زمين داور در كوهى كه در لب آب ارغنداب از قندهار واقع شده مع جمعى از هزاره و نكدرى سنكر « 2 » نمودهاند - نواب بيرم خان را و نواب محمدى مرزا كه نبيرهء جهانشاه پادشاه باشد كه نواب بيرم خان بهارلو خود را از ان سلسله مىگويد - و حيدر سلطان شيبانى مع فرزندان عليقلى و بهادر و مقصود مرزاى آخته بيگى پسر زين الدين سلطان شاملو و شاه قلى بيگ نارنجى و سيد محمد پكنه و جمعى كثير را بر سر سنكر رفيع كوكه فرستادند -
هامش
( 1 ) اين سنه 94 غالبا 940 كه در كتاب نوشته صحيح نيست زيرا كه در روز شنبه هفتم محرام الحرام سنه نهصد و پنجاه و دو محمد همايون پادشاه در قندهار نزول نمودند - ببينيد مآثر رحيمى جلد اول صفحه 596 - پس اغلب كه در آخر سنه نهصدوپنجاهويك در ماه ذى الحجه اين واقعه پيش آمد *
( 2 ) سنكر بروزن لنگر - چيزيست كه بر گرد لشكر يا خانهها از خار و سنگ توپ خانه و غيره ساخته مهياى جنگ باشند از عالم مورچال - فرهنگ انندراج جلد دوم صفحه 463 در اصل نسخه « لب آب از قندهار واقع » و در مآثر رحيمى جلد اول صفحه 596 نوشته « درين حال خبر رسيد كه رفيع كوكهء ميرزا كامران در زمين داور در پس كوهى در پشت ارغنداب با جمعى از هزاره و نكدرى جمع شده نشستهاند » و در اكبرنامه جلد اول صفحه 229 ارقام يافته « رفيع كوكهء ميرزا كامران بجانب زمين داور پس كوهى ( كه در لب آب ارغنداب واقع شده ) با جمعى از هزاره و نكدرى مجتمع شده نشسته » *