شده بود باز به عمل آرند از گرگ دوانى « 1 » و ارمنى مسلمان و چوگان « 2 » باختن و غيره - و بندگان حضرت - حضرت شاه را وداع كرده متوجه سير تبريز شدند - و بندهء درگاه بايزيد در ملازمت سيد محمد عرب كه امام شاه بود كه آن سال زر نذر آستانهء حضرت امام رضا را به او سپرده بودند كه آورده بان مردم رساند همراه شده بملازمت پدر در آستانه مشرّف شده - و بندگان حضرت سير تبريز نموده از آنجا متوجه كابل و قندهار شدند - و ده هزار كس كومك متعاقب ايشان بلب آب هلمند باردوى ظفر قرين آمده ملحق شدند - و در شب عيد رمضان سنه 940 « 3 » بدولت و اقبال از راه كوتل ذقى بمشهد مقدّسه رفتند - و اين بندهء درگاه بطلب علمى مشغول بود و بالاخانهء « 4 » كه در پشت گنبد حضرت امام واقع است نزول فرمودند - چون در مشهد باران و برف شده بود و هوا ابر داشت ماه را نديده بودند - يك پاس روز
هامش
( 1 ) مستر بيورج در ترجمهء اكبرنامه جلد اول صفحهء 443 نوت 7 معنى گرگ دوانى و ارمنى مسلمان داده - اما معنى ارمنى مسلمان تشفى بخش نيست *
( 2 ) در اكبرنامه جلد اول صفحه 219 نوشته كه « لوازم مهمانى بتقديم رسانيد و گرگ دوانى و چوگانبازئ پياده كه در تبريز مشهور و معروف بود و در ان وقت از انديشهء شورش ممنوع شده بود به جهت مزيد انبساط خاطر اقدس بامر شاهى بتازگى در گرد آمد » *
( 3 ) در اصل نسخه عيد رمضان سنه 940 در عدد ارقام يافته اما اين صحيح نيست زيرا كه حسب روايت اكبرنامه جلد اول صفحه 216 در جمادى الاولى ( 951 ) نهصدوپنجاهويك شاه طهماسپ خود استقبال فرموده ملاقات حضرت جنت آشيانى محمد همايون پادشاه فرمودند - پس 940 از سهو كاتب ارقام يافته - نهصدوپنجاهويك بخوانيد بجاى نهصدوچهل *
( 4 ) در اصل نسخه « بالاخانهء او در پشت گنبد » ارقام يافته *