و جلال الدين محمد اكبر بادشاه هند ملاقات واقع شده او را در ظلّ حمايت داريم - و اين جماعت كه در بالا ذكر كرده شده از سيد ابا بكر نقل كردهاند - و ولد مير زكريا را تاقيه پوشانده خليفهء خود ساختند و اللّه اعلم *
و از ان بندر كه لشكر برداشتند دو ماه ديگر را به بندر گووه آمدند كه آن بندر سابقا هم بمظفر تعلّق داشته - در بندر مذكور خبر يافتند كه مظفر ( را ) بنوعى كه در احمدآباد زير كنانده در « 1 » چانپهنير هم همون طور زير كنانده - و اكثر مردم او متفرق شدهاند - روز ديگر از امراى شكست خوردهء او پيدا شدند - مثل سيد دولت كه چند وقت حاكم كنبايت بوده - و مير عابد سمرقندى كه او را خانخانان نام كرده بود - و محمد صالح كه نوكر شهاب خان بوده و در پرگنه كاتيهر در سركار سارنگپور چند سال حكومت كرده - و پسر على محمد قندوزى كه در سفر عراق بملازمت حضرت جنت آشيانى بوده و اين را مظفر خطاب خانى داده بوده - و قريب به صد و پنجاه كس مظفر را در جنگگاه گم كرده - و چون ايشان بسئ خود را تلاش كرده به اين بندر آمده بودند - و بايزيد هم دو روز در بندر مذكور فرود آمده بود - هنوز بعضى اسباب در فرضه مانده بود - چون اينها شلاق خورده و پريشان آمده بودند - و جيبه جامه را
هامش
( 1 ) در اصل نسخه « چانپه » .