مظفر كارى نميتواند ساخت - درين هشت ماه كه بايزيد در جهاز بود دو مرتبه به جهت نماز عيد رمضان و عيد قربان برآمد - و بودن او در جهاز اين مقدار فايده كرد كه اگر او نمىبود جهاز را مردم شهر و زفار گرفته اسباب حاجيان را بدست انداز مىبردند *
و در اوايل كه كشتى را در ان بندر لنگر كردند جمعى بملازمت سيد ابا بكر كه غوث زمان خود بود و در حضرموت « 1 » متوطّن بود متوجه شدند - و ببايزيد بيات هم تكليف كردند - مشار اليه گفت كه آنچه شنيدهام ايشان هميشه به خدا مشغولاند - و صحبت مايان باعث تصديع مىشود - اگر بملازمت برسيد از من هم نيازمندى خواهيد كرد - سيد حمزه ولد مير زكريا ملتانى كه در مكّه غوث زمان خود بود ( و ) مولانا صالح و مولانا فرّخ كه هردو از حصار شادمان بودند و سالها در مكّه مجاور و مشكواة را در پيش قاضى محمد مالكى گذرانده - بودند - و مرزا شهرخ پسر مرزا خان اندهخوئي كه اكثر سلاطين ماوراء النهر مريد مرزاى مذكوراند - چون اين جماعت سيد ابا بكر را ملازمت كردند بايزيد بيات كه در جهاز مانده بود بخاطر ايشان رسيده خواستند كه به سيد اظهار نيازمندئ مشار اليه بكنند - سيد به آن جماعت فرموده است كه شما مىخواهيد كه دعاى بايزيد كه در جهاز مانده است برسانيد - مدتها شد كه ما بمشار اليه آشنائيم - و فرمودهاند كه دىشب ميانه ما
هامش
( 1 ) در اصل نسخه « حضرالموت » .