تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
شده بود مظفر هم بعينه همون طور بجانب چانپه‌نير كه ما بين بروده و بروج است رفته محكم شده - و احمدآباد را نواب مرزا خان متصرّف شدند - و چون اين غوغا در جهاز و بندر شهر افتاد شقدار بندر شهر خواست كه مردم جهاز را رخصت نكند - بلكه جهاز را متصرّف شود - چون بايزيد در هند بود و بانواع خدمتگاريها شهرت داشت نتوانستند كه مردم جهاز را نگاه دارند - نماز پشين رخصت دادند - تنديل و خلاصيان جهاز قبل ازين نوكر مظفر بودند - و درين ولا كه اين خبر يافتند كله‌چقها و شلوار و اسباب سپاهگرى بر خود ترتيب دادند - و مرزا نور الدين محمد خواهرزادهء قاسم نيشاپورى كه الآن در ملازمت نواب خانخانان است و بايزيد در دبوسهء « 1 » كشتى نشسته به يكديگر صحبت ميداشتند - و ديوان خواجه حافظ در مجلس بود - و بايزيد را بخاطر رسيد كه حسب‌حالى براى مظفر وا كنم كه اينهائيكه مىخواهند او را كلان كنند خداى هم مىخواهد خواسته يا نه - چون ديوان را وا كردند اين غزل آمد كه بيتش اين است - * بيت *
دولت از مرغِ همايون طلب و سايهء او * زانكه با زاغ و زغن شهپرِ همت نبود
و خواجه حافظ صريح كارى كرده كه مردم جهاز همه را يقين شد كه
هامش
( 1 ) دبوسه بر وزن سبوچه - نام منزلى از جهاز و كشتى در زير عرشه كه زن ناخدا و حرم اهل جهاز در ان نشينند - فرهنگ انندراج جلد دوم صفحه 23 *