تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
كه داشتند هنوز نه برآورده بودند - آشنائى و مسلمانى را بگوشه مانده اسباب را غارت كردند - و بايزيد و مرزا نور الدين محمد و خواجه ملك محمد برادر كلان خواجه ملك حسين ديوان نواب قليج خان و مرزا شهرخ ولد مرزا خان انده‌خوئى و تردى محمد خسرپورهء نواب قليج خان را به بنديخانه داده اسباب و اشيائى كه از مكّه معظّمه به جهت سوغات حضرت و مردم هند آورده بودند گرفتند - آخر آنجماعت را كه بنديخانه داده بودند بعد بايزيد يكّه‌يكّه را رخصت دادند - و از نگاه داشتن بايزيد غرض اين بود كه بشهادت رسانند - خداى تعالى چون بر جميع امور بندهاى خود مطلع است و بايزيد مذكور بىگناه بود در همون چند روز مظفر را خداى تعالى از جنگل برآورده به آن بندر آورد - و بايزيد خلاص شده از مشار اليه رخصت گرفته متوجه بندر سورت شد - و در حينى كه خسرپورهء مظفر در قلعهء بروج بود و قليج خان و نورنگ خان و تولك خان و شريف خان مشار اليه را قبل داشتند بسورت آمد - و قليج خان خبر يافته به بايزيد نوشتند كه چون ميانهء تو و مظفر ملاقات واقع شده - اگر اينجا بيائى احوال مظفر و كاتيانى كه همراه اويند معلوم شود - چون يك ماه بود كه قلعهء بروج را قبل داشتند و زبونىء مردم قلعه هنوز ظاهر نشده بود بايزيد ببروج رسيده قليج خان را ملاقات نمود - و چون نواب قطب الدين خان