تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
فيروزه است - و كاركن مذكور را فرصت آن نشده كه نام ابو المعالى را نيك تحقيق نموده نويسد - سه چار گهرى شب بود كه آن خط ببايزيد كه در قلعهء حصار بود رسيد - مشار اليه را از روى سپاهگرى دغدغهء بخاطر رسيده - همان زمان سوار شده برج و بارهء قلعه را ملاحظه نموده - هرجا شكست و ريختى بود در همان شب در صدد مرمت شد - و از سپاهيان و توپچيان اعتمادى در همه جاى قلعه تعين كرده - و خود بدروازهء دهلى آمده محمد شريف نام برادر خود را در دروازهء دهلى گذاشته بمشار اليه گفت هرمحل جماعهء پيدا شوند تختهء پل را برداشته استحكام در دهند - چون نقّاره‌خانه هم در بالاى دروازهء مذكور است - گفت نقّاره هم بزنيد كه من هرجا باشم خبردار شوم و دانم كه جماعه آمده‌اند - و از آنجا بدروازهء مذكور رفته از قديمان و معتمدان خود را در دروازهء مذكور تعين كرده - همان زمان جاسوسان سواره و پياده هرجانب تعين نمود - و خود به منزل آمده در بالا خانهء مرحومى بيگ ميرك كه سابقا حاكم حصار فيروزه بود آن منزل را راست كرده بود - و پشت بام او بر جميع بلده مشرف بود برآمده با ياران بيدار بوده از برج و باره از دروازها خبر مىگرفت - نماز بامداد گذارده بخانهء مذكور فرود آمده - قاضى و مفتى هرروزه در مجلس حاضر مىشدند - تا مهمّ بندهاى خدا موافق شرع كرده بتفصيل مىرسيد - محل نماز اشراق بود كه از ما بين مندوى و بازار شهر آواز و غوغاى ظاهر شد - بايزيد مذكور را دغدغه
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 279 | محمد هدايت حسين / بايزيد بيات