تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
در وقت اين سخنان كه در بالا گذشت و گريه و گريبان پاره كردن در مجلس حاضر بودند * و درين مرتبه بكاولان آش مىكشيدند - تا وقت دسترخان در آوردن به بايزيد گفتند كه تو مرا به اين فرمانى كه يارى آورده است مىخواهى بآگره برى در رنگ جانور چشم دوخته - باز مرا بىخوابى دهند - بايزيد بعرض رسانيد كه اين مرتبه در ان رنگ نخواهد بود - و آن زمان كابل از شما بود - و غنى خان با جمعى كثير مرزا محمد حكيم را محافظت مىكرد - و اين انديشه داشتند كه مبادا شما بىرخصت ياد كابل كنيد - و حالا كه كابل از شما رفته باشد - و غنى خان بهند آمده - و نوكران ملازم مرزا شده باشند - و مرزا و ملازمان بسر خود از شما دگر چه ملاحظه كنند كه به آن نوع نگاه دارند - من ضامن كه اين مرتبه شما را به پرگنهاى جاگير رخصت سير و شكار خواهند كرد - فرمودند كه من آن مقدار از خراسانيانى كه در دريخانه دخل يافته‌اند ايذا كشيده‌ام كه به اين سخنان تو گول نمىشوم - و بآگره نخواهم رفت - بايزيد در جواب گفت كه آخر بآگره نخواهيد رفت - چه علاج داريد - اگر نرويد بشما بد است - گفتند كه بدى كدام است - بايزيد گفت كه ازين بدتر چه باشد كه باغى مىشويد - خانخانان درين مرتبه ببايزيد بطريق دشنام پيش آمدند - امّا دشنام ايشان ببايزيد و اهل مجلس ظاهر نشد كه چه گفتند - و چون آش طيار شده بود بطعام خوردن مشغول