تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
مىرفت - و بعرض خان‌خانان مىرسانيد - و تا محل نماز احوال اين بود - چون اداى نماز نموده سوار شدند بايزيد و قاضى خواجگى كه سابقا قاضى گرديز بود و از نباير سيّد عاشق سمرقندى كه در زمان مرزا الغ بيگ محتسب سمرقند بوده - و مرزا را در ايام بادشاهىء سمرقند در مجلس احتساب كرده - و محمد شريف بطريق عادت كورنش كرده همراه شدند - و نواب خانخانان به بايزيد گفتند كه از غم فرزندان تو خواب نكرديم - و تو تا غايت از براى فرزندان خود آه نكشيدى عجب بىرحم بودهء - بايزيد بعرض رسانيد كه اگر دانيم كه آنها به من همراه ( نه ) مىشوند گريه هم مىكنم - حضرت بادشاه و شما سلامت باشيد - تا كى محمد حكيم مرزا فرزندان در كابل نگاه خواهند داشت - بمرزا هم در قلعه بندانىء مرزا سليمان و مرزا ابراهيم خدمتها كرده‌ايم - فرزندان مرا ضايع نخواهند گذاشت - چون مىشنود كه زنده به هند رسيده‌ايم رخصت خواهند كرد * يكپاس روز بود كه بعلى مسجد رسيدند - شاه هاشم برادر شاه ابو المعالى كه از جنگ‌گاه گريخته به جلال‌آباد رسيده يكى از رعاياى جلال‌آباد را رهبر ساخته بنواب خانخانان رسيد - و بعد از جنگ آنچه در جلال‌آباد شنيده بود بعرض رسانيد - و سه پاس روز در گرد قلعهء بكرام كه او را حالا پشور ميگويند قبيلهاى افغانان خليل فرود آمده بودند - و كلانتران خليل در ان زمان حبيب و ايوب نام داشتند - و خان سه چهار روزى بتقريب آنكه از يارى تواچى باشى به حضرت التماس
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 266 | محمد هدايت حسين / بايزيد بيات