مانده بود - بخاطر رساند كه اينها هم از براى خاطر بسائى اسپ و استر و شتر را گرفته بمرزا ملحق شوند - همه را پيش انداخته از دنبال خانخانان روان شد - و به همين مقدار جدائى خواجه شيخ احمد ديوان فرصت يافته بخانخانان عرض كرده كه بايزيد هم پيش مرزا رفت - و خان مذكور بشنيدن اين سخن كلفت يافته فرود آمده در بالاى سنگى نشسته بود - و مردمى كه همراه بودند فرموده بودند كه تجسّس بايزيد كنيد - آواز طلب آن جماعت چون به گوش بايزيد رسيد فرياد برآورد كه اينك رسيدم - و خانخانان را از آمدن بايزيد خوشحالى تمام دست داد - سبب عقب ماندن را پرسيدند - بعرض رساند - فرمودند كه بكدام جانب مىرويم - بايزيد بعرض رسانيد كه چون سه چار گهرى شب گذشته بود - و غنيم هنوز ميداند كه ما بجانب كرهسو مىرويم اگر بايلغار فرستند همين جانب خواهند فرستاد - و حالا لايق اين است كه ما راه را بجانب چپ داده بديه غلامان كه آمده بوديم برويم - و از قبيلههاى مهمند هم دور باشيم - و به دريا خان كه كلانتر مهمند همراه است حالا اعتماد نمىتوان كرد - چون به يساول برسيم به راه هندوستان هم راست مىشويم - در ان صورت راهى كه آمدهايم ميدانيم - احتياج برهبر هم نخواهد شد - و اين كنگش و سخنان بايزيد بخان خانان خوش آمد - ديگر از ان زمان بكنگش حيدر محمد آخته بيگى عمل نكردند - و چون سوار شدند بجانب يساول كه ديه غلامانست متوجه شدند *
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 264
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٢٦٤