تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
نموده عرضه داشت لاهور كرده بودند - و تا جواب آوردن يارى لايق ديدند كه در قلعهء پشور باشند - كوچ كرده در قلعه درآمدند - و از جماعهء شكست خورده صد كس تا آن زمان همراه خان جمع شده بودند - و چندى از ملازمان خان خانان كه نامى داشتند مثل بالتوبيگ اوزبك خسر پورهء عباس سلطان قواديانى و مرزا على - شاه قلى - دوندار تركمان و دوست محمد شيخ و شاه هاشم و محمد قاسم مهردار سبزوارى كه قبل ازين مهردار جلال الدين محمد اوبهى هم بود - و در زمين داور و بنارس هم نوكر بهادر خان برادر خان زمان بود - و زاهد قلى و امام قلى پسران غضنفر نوكر مرزا يادگار ناصر و قاضى خواجگى و محمد شريف قرابتان بايزيد و سيد حسين آخته بيگى و عليقلى آب بارانى و از ملازمان حضرت - حيدر محمد و تمريكّه و حيدر على آب بارانى تواچى باشىء خانخانان امثال اين مردم جمع شده بودند - در قلعه بهر كس جاى مناسب دادند * و يك روزى خبر يافتند كه مرزا محمد حكيم به بايزيد نشانى فرستاده بود كه خاطر از فرزندان جمع‌دار - جاگير از براى تو غوربند را نگاه داشته‌ايم - چون بملازمت برسى از منصبهاى نزديك كه خواهى به تو عنايت مىكنم - و از خدمات بسيار كه در قلعه بندانىء كابل و غيره كرده بودى چشم داشتيم كه پيش از همه ملازمان خانخانان بيائى - و حالا هم چون فرمان برسد متوجه ملازمت شوى - و اين نشان در بيرون قلعه به بايزيد رسيده بود - چون بر مضمون اطلاع يافته پاره كرده سر به آب