تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
داده بود - و حيدر محمد خان به برج كه جانب شمال قلعهء پشور واقع شده آمده بود - و اين سخنان را ببايزيد گفت كه خانخانان ميگويد كه به تو نشان طلب مرزا آمده - تا غايت برادرى و فرزندى همه وقت كردهء مبادا كه درين وقت جدا شوى - و بايزيد در جواب گفت كه خان خانان حساب كنگش را گم كرده است من بعنايت الهى نكرده‌ام - و سالها كه پروردهء نمك ايشان باشم - و در مجالس منافع و فايده برده باشم - و اين چه محل جدائى است كه خيال كرده باشم - و پيش مرزا كه بروم ايشان نسبت مرا ميدانند - از من چه اعتبار خواهند كرد - اگر جدا شوم در محلى كه ايشان حضرت را پابوس كرده باز حرمت و نسبت قديم يابند - بعد از ان مگر رخصت مكّهء معظّمه حاصل كرده بطواف حرمين مشرّف شوم - چون حيدر محمد اين سخنان را بعرض خانخانان رسايند - همان زمان مشار اليه را طلبيده گريها كرد - و التفاتها نموده وعدها فرمودند - بايزيد بعرض رسانيد كه تا يارى تواچى جواب عرضه داشت بيارد مدتى خواهد شد - و مرزا محمد حكيم و ملازمان از تاراج اردو و مهمّى كه داشتند خاطر جمع كرده‌اند و خبر بودن شما در پشور هم بايشان رسيده باشد - اگر جمعى را بشما تعين كنند از سپاهگرى دور نمىنمايد - و بر افغانان كه گرد پشورند اعتماد نمىتوان كرد - و ايشان را بمرزا دولتخواهى كردن اولاتر مىنمايد - و بما هم اگر كومك تعين فرمايند دور است - بهر صورت در قلعهء پشور ما را زياده برين بودن لايق نيست - و اين سخنان بايزيد - خان خانان را پسنديده افتاد *