تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
غنيم مىرسيد - و از همان تير آتش‌بازى يك تيرى به اسپ چلمهء حصارى رسيد - و مشار اليه در پيادگى جنگ مىكرد كه بشهادت رسيد - و محمد شريف را بيش از يك شمشير فرصت نشد كه بر سر اسپ ابو المعالى انداخت - ديگر يسل مرزا زير كرده - خان خانان تاب مقاومت نياورده - هرچند قدر بايزيد فرياد كرد بلكه لفظى بىآدبانه هم گفت كه وقت گذشتن جوى و زير كردن غنيم است - خانخانان در جواب گفتند كه كار از ان گذشت مراجعت نموده - و بايزيد هم موافقت نمود - و در محلى كه از جوى خوجه رستم ميگذشت تنگ اسپ كنده شد - و زين و كيجم از بالاى اسپ گشت - و بايزيد افتاد و اسپ از دنبال خانخانان مىگريخت - و كلبى سلطان از دنبال اسپ رفت كه بلكه تواند گرفت - كردى يرو غلق ملازم بايزيد خود را رساند - و از اسپ فرود آمده اسپ خود را به بايزيد داد - و بايزيد او را نيز بر ساغرئ اسپ سوار كرد - هر دو از جنگ‌گاه برآمدند - چون از نزديك اردو مىگذشتند مردم ميرزا بتاراج مشغول شدند - بنابرين خان خانان و بايزيد و اكثرى شكست خورده باخلاص شدند - و پارهء ديگر كه ميل ملازمت مرزا داشتند و پيش‌روز عرضه داشت فرستاده بودند - و بساهىء ايشانان در اردو بود مرزا ( را ) ملازمت كرده نوكر شدند * و از جنگ‌گاه چون نيم كروه جدا شدند خانخانان ايستاده بود - و بايزيد كه رسيد سبب ايستادن پرسيد - فرمودند كه به دو وجه ايستاده‌ايم