تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
علمها بجاى من مىباشى - من پيشتر مىروم كه سياهىء غنيم را به بينم - و بايزيد مبالغه كرد كه از زمان حضرت آدم تا اين زمان هرگز واقع نشده كه سردار بجاى قراول برود كه سياهىء غنيم به بيند - باز تمريكّه و جماعهء مبالغه كردند كه آن‌قدر غنيم نيست كه شما اين ملاحظها مىكنيد - الغرض كه بايزيد در چناب و بهره و نيلاب و در پشور و يساول و همه جا گفت كه تا آمدن كومك توقف كنيد قبول نكردند - و اينجا هم مبالغه بسيار كرد كه قرارداد جنگ فرداست و امروز ستارهء روبروست - و سردار هم قاعده نمىباشد كه رفته سياهىء غنيم ببيند - از انجائى كه چند روز بخت برگشته بود اصلا بسخنان بايزيد مقيّد نشدند - و خانخانان بهمراهىء تمريكّه رفته بهراولان همراه شده و حيدر على تواچى را فرستادند كه بايزيد علمها و مردم يسل را گرفته بيايد كه امروز جنگ مىكنم - و كلبى سلطان كه سابقا ( از ) امراى مرزا كامران بود و درين ولا نوكر خانخانان بود مشار اليه ببايزيد متّفق بود كه امروز وقت تنگ شده و ستارهء روبروست جنگ كردن لايق نيست - و درين اثنا يارى تواچى باشىء حضرت كه او را هم در ان لشكر بطريق كومك فرستاده بودند آمده مبالغه نمود كه خانخانان علمها و لشكر را طلبيده‌اند - و بايزيد بىاختيار شده بموجب حكم علمها و مردم يسل را گرفته روان شد - هنوز بخانخانان نرسيده بود كه ميانهء هراولان جنگ شد - و خواجه كلان كه يكى از سرداران هراول خانخانان بود كشته شد -
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 260 | محمد هدايت حسين / بايزيد بيات