تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
را گرفت - و بايزيد بگوشهء قمچى اشارت كرد - اسپ بدولت حضرت جست و دو پاى پس بكنار كشتى خورده بند نشد - به آب رسيده به زور دولت زور كرده خود را در بالاى پل گرفت - و حضرت به زبان مبارك فرمودند كه پادشاه سلامت - و سوار شدند - و از خوشحالى در پيش سراپرده كه در باغ بود جلو كشيدند - و انتظار اين جماعه كه در عقب مىدويدند مىبردند - چون رسيدند همه مجرا شده - حضرت بدولت در سراپرده در آمدند - و نزديكان در گرد سراپرده بوده - مردم زيادتى برگشتد - بعد از ان به قدر بارانى شده - و خانخانان در ان شب در حويلىء حرم‌سراى صحبت داشتند - افيون خوردند و گنجفه باختند - و هم‌بازى فريدون ( تغائىء ) محمد حكيم مرزا و پاينده محمد ولد قرجه خان و بايزيد و چندى ديگر كه در مجلس بودند مثل محمد قاسم خان خواهرزادهء پهلوان دوست ميربر و شاه حسين نكدرى و لشكر خان و غيره - در آخر صحبت دندان رنگ كردند - و بايزيد چون همه وقت با ايشان موافقت كرد - در دندان رنگ كردن هم موافقت كرد * و قبل ازين بخانخانان پروانه رسيده بود كه قصبهء حصار فيروزه را به جهت خالصه بما گذراند - و قصبهء الور را عوض بگيرند - و خانخانان سبب اين را از ماهم بيگه پرسيده بودند - و بيگه مذكور بعرض رسانيد - و حضرت فرمودند كه خواجه كلان كه ملازم خانخانان است در حينى كه به جهت شكار بحصار رفته بوديم ازو رنجيده‌ايم - اگر بجاى او كسى