باشد بياريد كه خروس من در لاهور شهرت تمام داشته - چون خروس پادشاهى را آورده گذاشتند اتكه خروس خود را گذاشته - ماكيان ظاهر شد - ماكيان و خروس به يكديگر چون جنگ كنند - بندگان حضرت را بسيار خوش آمد - و ايام خروسبازى در اوائل سنه 968 ( نهصدوشصتوهشت ) بود *
[ وزيدن باد تند در آگره و آتش افتادن در فراش خانهء ما هم بيگه ]
و در اواخر هم امسال يكروزى در آگره جكر « 1 » شد - پلى كه بر آب آگره پسته بودند شكست - و آتش در فرّاش خانهء ماهم بيگه و چندى از ( مكان ) پاتران حضرت كه در نواحىء فراشخانه منزل داشتند سوختند - و اين خبر بنواب خان خانان و خواجه جهان رسيد - باتفاق قصد دريخانه كردند - و در ميانهء دروازهء قلعهء آگره كه بجانب دريا است و او را دروازهء آب مىگويند حضرت كه ماهم بيگه را پرسيده مراجعت فرمود بودند كورنش كردند - و اينها حضرت را پرسش نمودند - و حضرت فرمودند كه سوختن ( مكان ) پاتران سهل است - امّا شما ( از ) بيگه پرسيد كه اسباب فراشخانهء او بسيار سوخته است - و حضرت اين جماعه را كه رخصت فرمودند خود بدولت متوجه باغ كه آن طرف آب بوده و محلها آنجا بود و حضرت از آنجا تشريف آورده بودند شدند - و خواجه جهان و نواب خانخانان مصلحت ديدند كه جمعى كثير كه همراه مااند
هامش
( 1 ) جكر بر وزن شكر - مفرّس لفظ هندى است كه اصلش جهّكر است و معنى آن باد تند و غبارآگين است كه از سمت مغرب وزد - فرهنگ انندراج جلد اول صفحه 825 *