درين سلسله را ( درين سلسلهء ) از حالت آلت فرق نكردهء - اين بادشاه عاليشان اينطور مردم را ان « 1 » نوع تربيت كردهاند - آخر الامر آنها نمكحرامى را از دست ندادهاند - و چون بندگان حضرت خود بسعادت متوجه مهمات سركار خود شدند حالا مردم عالم ملاحظه نمايند كه در هر شهر و پرگنات و قريات هندوستان خزينه چه مقدار جمع شده - و هرروز چه مقدار ديگر به بندهاى درگاه و آينده و رونده صرف مىشود *
و بعد از چند روز از بىپروائى و بىلطفىء ارباب دخل بهادر خان شيبانى كه سركار اتاوه را در ان چند روز ازو تغير داده - به جهت بىجاگيرى بجونپور پيش عليقلى كه برادر مشار اليه بود متوجه شد - و چون خانخانان بعرض اشرف رسانيد چنان صلاح ديد كه بايزيد بيات كه در حين خورد سالى بخان مشار اليه در تبريز در محله آوا همبازى بودهاند - و در ان اوقات بايزيد ملازم نواب خانخانان بوده مشار اليه را به برگرداندن خان مذكور تعين نمودند - و بايزيد مذكور در شاهپور كه يكى از پرگنات سركار كالپى است بخان مشار اليه رسيد - و هرچه قدر نصايح بود گفت - چون ايشان بىرخصت از آگره برآمده بودند در برگشتن ملاحظه نمودند - و اركان دولت هم ميل برگشتن او نداشتند - آن بود كه جماعهء يقين نكردند كه او را برگردانند - و چون بجونپور رسيد خان زمان سركار بنارس را كه زيادتىء جاگير او بود از قبل پادشاهى به برادر داد *
هامش
( 1 ) در اصل نسخه « اون نوع » *