اركان دولت در كمال كم رتبگى در پيش خانخانان سابقا و حال كه داشتند - و او خاطر همه را ملاحظه كرده بىمشورت ايشان سخن بعرض نمىرساند - و حضرت پادشاه بعد از فوت خان مذكور در مجلس او را به خوبى ياد مىفرمودند - ازين رهگذر بود كه او اندك مهم را بىحكم حضرت عمل نميكرد *
و در همين مجلس خان خانان و بيگه و خواجه جهان متفق اللفظ بعرض رسانيدند كه مرزا عرب ملازم خان زمان فيلى چند و از پارچهاى نفيس بنگاله كه تاج خان بمشار اليه فرستاده بودند آورده - مهمسازىء خان مذكور بايد كرد - حضرت فرمودند كه چرا معطّلايد - خان خانان شما پدر مائيد بنوعيكه صلاح دولت دانيد مهمسازىء او و ساير دولت نمايند - امّا اين مقدار دانيد كه ما را نوكران - بادشاه نكردهاند - و مردم روزگار تصوّف و تهوّر اين پادشاه عالىشان از سخنان ايشان معلوم كرده باشند يا خواهند كرد - و روز ديگر لايق دولت كه مىدانستند مهمسازىء خان زمان نموده باسپ و سر و پاى لايق و بفرمان جاگير سركار جونپور و سركار بنارس و سركار غازىپور و بعضى از پرگنات سركار اوده و سركار مانكپور تا لب آب سون بالفعل به او جاگير كردند - و در فرمان حكم شده بود كه اگر بنگاله را بگيرى هم به تو عنايت خواهم كرد سرافراز كردند - و او بنگاله را بآسان ترين وجهى ميگرفت بلكه او گرفته بتاج خان داده بود - و درين مرتبه در رفتن بنگاله ملاحظه اين داشت كه اين جاگيرها به كسى ديگر عنايت
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 239
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٢٣٩