تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
هركه شد با صوت تن‌تن همزبان « 1 » در وقت كار * مىزند پا زان جهت در گنبدِ دوّار چرخ مىزند « 2 » بر دورِ نقطه روز و شب با ماه و مهر * بهر خالِ او منِ سرگشته چون پركار چرخ زهره چَنگِ خويش را امشب بقانون ساز كرد * تا زند به آن قمر در مجلسِ سيّار چرخ كف زنان و پاى كوبان دمبدم در بزمِ عيش * مىزنم هردم بيادِ آن قد و رفتار چرخ تا شدم چون نافه سودائى ز چينِ زلفِ « 3 » يار * مىزنم پيوسته زان رو بر سرِ بازار چرخ ذكر آن يكتا درين لنگر ز غيرم فرد ساخت * همچون سقّا مىزنم هرسو قلندروار چرخ
* رباعى *
سقّا غم و درد و شادمانى همه هيچ * انديشهء مرگ و زندگانى همه هيچ برخيز كه در جهان فانى همه هيچ * جز عشقِ نگارِ جاودانى همه هيچ
* و له ايضا *
گفتم اى كفرتست ايمانم * از تو سقّا بدين نميگذرد
هامش
( 1 ) در يك نسخهء خطى « تن همزبان وقت سماع » * ( 2 ) در يك نسخهء خطى « مىزنم » * ( 3 ) در اصل نسخه « زلف او » *
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 236 | محمد هدايت حسين / بايزيد بيات