منعم خان برآمده متوجه لغمان شد - و محمد قلى برلاس و جماعهء كومك كابل را قبول نموده باشيدند *
[ رسيدن خبر فتنهانگيزى هيمو و نهضت موكب اقبال حضرت پادشاه جهان و جهانيان در محاربه با هيمو و دستگير شدن و بياسا رسيدن او ]
و به جهت خبر جنگ هيمون كه هنوز در هندوستان نشده بود بيگمان و بساهئ امرا به تمام يراق آمدن هند مهيا ساخته بودند - اما معطّل اين بودند كه خبر ديگر از هند بيايد - چون عدلى كه قايم مقام اسكندر بود - بلك او را هم دغدغهء سلطنت هند شده بود - در نواحئ بياك كه حضرت جلال الدين محمد اكبر بادشاه شهرى طرح انداخته او را الهاآباد نام كردهاند كه در هند به آب و هوا قرينه ندارد عدلى مذكور از دار الفنا بدار البقا رفت - و هندوئى هيمون نام وزير او بود - فيل و لشكر بسيار كه از عدلى مانده بود گرفته متوجه دهلى شد - و به خدا عهد كرد كه اگر مغل را زير كنيم مسلمان شوم - چون بدهلى رسيد تردى بيگ خان تركستانى و به امراى كه به او كومك بودند جنگ كرد - و تردى بيگ خان شكست خورده متوجه ركاب ظفر قرين شد - چون بندگان حضرت دفع و رفع سكندر بىعاقبت كه در قلعهء مانكوث بود نموده با لشكر نصرت مآثر متوجه حضرت دهلى شدند - و تردى بيگ خان و عليقلى كه در سركار سنبل بود مع امراى شكست يافته بپابوس حضرت سرفراز شدند - و چون نواب بيرم خان را به تردى بيگ نزاعى قديم بود - شكست هيمون را منشأ ساخته مشار اليه را بخانهء خود طلبيده - و خود به بهانهء طهارت خيست - و بجمعى كه قرار يافته بود فرمود كه تردى بيگ خان را در ديوان خانه در بالاى گليمها كشتند - و بعد از ان