تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
ديگر كه كوتلها را برف مىگيرد كار بريشان مشكل مىشود - بالضرورت روز شنبه مرزا سليمان و مرزا ابراهيم مع لشكر بدخشان كوچ كرده بديه معموره كه پاى منار باشد فرود آمدند - و نيم روز همان روز منعم خان دروازهء آهنى را وا كرده بباغ ديه افغانان خود مىرفت كه در راه خواجه ميركى ديوان نواب مريم مكانى كه بيرون قلعه مانده بود و بمرزا سليمان همراه شده بعضى دولتخواهىها كرده بود در پيش حمّام پادشاهى درخورد - و منعم خان بكسان خود حكم كرد كه او را از اسپ فرود آوردند - و از پس دوكان ميوه‌فروشى او را از حلق كشيده - بعد از چند روز مردم كومك آمدند - در اندك زمانى به جهت بىسامانى در سخن درآمدند - منعم خان گفت كه غلهء بيرون را مخالفان تمام كرده‌اند - آنقدر تحمّل كنيد كه غلهء سال نو بقلعه در آريم - بعد از ان شما را رخصت كنيم - ايشان گفتند تا آن زمانيكه جاگير نداشته باشيم چه نوع خواهيم گذرانيد - منعم خان در جواب گفت ناموس چغتيه تمام بر من نيست - شما هم امراى حضرت‌ايد - و حالا در هندوستان جايگيرها آنقدر داريد - و زر هند همراه آورده‌ايد - اگر چند روز تحمّل كنيد تا من سامان قلعه كنم - بعد از ان برويد لايق مىنمايد - اين شق را قبول نكردند - آخر الامر قرار يافت كه كابل را محمد قلى خان و جماعهء كومك - و غزنى را خواجه جلال الدين محمود متصرّف شوند - و منعم خان بلغمان و نيك‌نهار رفته زر كلوخى بگيرد - و از آنجا متوجه هند شود - و توجيه مال اول را مردم لغمان و نيك‌نهار كلوخى گويند -
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 211 | محمد هدايت حسين / بايزيد بيات