تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
يارك آمد - منعم خان به بايزيد قرارداده بود كه تا زمانى كه از نماز فارغ نشويم دروازه را وا نكنى - بعد از فراغ نماز جمعه بدروازهء يارك رسيدند - امام و چندى ديگر كه به جهت خطبه آمده بودند در عقب دروازه بودند - منعم خان مذكور ايستاده دروازه را وا كرد - و آن جماعه را در قلعه درآوردند - و خود تا مدرسه مذكور رفته نماز ديگر بود كه خطبه بنام مرزا سليمان خواندند - صباح روز شنبه مرزايان مع جميع لشكر كوچ كرده متوجه بدخشان شدند - و مردم قلعه بعنايت الهى و بدولت حضرت از عسرت خلاص شدند - و جمعهء ديگر بنام نامىء حضرت در رنگ جمعهاى سابق خطبه خواندند - بعد از ده دوازده روز خوانين كومك كه از هندوستان فرستاده بودند بكابل رسيدند - دروازهء آهنى مرچل منعم خان بود - و برج بالاى دوكان مسكران مرچل تولك قوچى - و برج سر چاه مرچل مقيم بيگ ولد قره پير محمد عرب بود - و ما بين چاه و دروازهء دهلى مرچل خواجه محب على بود - و دروازهء دهلى مرچل بابوس بيگ - و دو برج ميانهء دروازهء دهلى و دروازهء يارك يكى از شيخ بهلول و ديگر مرچل قاضى حامد بود - و دروازهء يارك مرچل محمد قاسم و محمد حسين خواهرزادهءهاى پهلوان دوست ميربر بود - ما بين دروازه يارك و ارك مرچل بابا دوست بخشى - و ما بين دروازهء ارك و اشتر گردن مرچل فريدون بود - و در برج اشتر گردن مير قطب الدين محمد اتكه و مير شاه محمد برادر شاه شمس الدين محمد اتكه و خواجه
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 209 | محمد هدايت حسين / بايزيد بيات