مراد بيگ قزوينى ديوان كابل بودند - و از اشتر گردن تا لغلغو ملازمان و خواجهسرايان نواب گلچهره بيگم و گلبدن بيگم و مريم مكانى و نواب بيكه بيگم و ماه ججك بيگم - و از برج لغلغو تا برج حريف بيگ قل محمد اغولق منعم خان و بعضى از ملازمان ايشان داشتند - و برج حريف بيگ را مير محمد تابوت و تردى محمد ميدانى ملازمان خان مذكور داشتند - و از آنجا تا بدروازهء آهنى تعلّق بمنعم خان داشت - و هرجا ملازمان خود را تعين كرده بودند - و هرشب جماعهء را از ملازمان خود چوكى كرده بودند كه بنقّاره و دف و دايره در مرچلها گشته مردم را در مرچل نمىگذاشتند كه خواب كنند - بايزيد هرشب طرح بود كه بر جميع پنج مرتبه برسد - و آن جماعه را بنويسد و بگذرد - شبهاى جمعه هم نوبت خاصهء مشار اليه بود - و خدمت توپخانهء قلعه نيز به او تعلق داشت - و قسمت انبار غله هم بمشار اليه تعلق داشت - و پيادهء چند بهم رسانده بود كه از بيرون قلعه اسباب معيشت مىآورد - و بمردم بىبضاعت قسمت مىكرد - و چار چراغها نيز ترتيب داده از هربرجى آويخته بود كه اگر پياده در ته مرچل و برج بيايد نمايان باشد - چند روز در قلعه بقدرى عسرت به جهت ذخيره شده بود - هر بار لشكر دشمن زور مىآوردند مردم قلعه با آنكه اندكى بودند بريشان فايق مىآمدند - به حساب روز چهار ماه - و به حساب ماه شش ماه از ابتدا تا انتهاى قلعهبندانى بود *
چون دانسته بودند كه به هيچ وجه قلعه را نمىتوانند گرفت - و چند روز
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 210
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٢١٠