اعتراض نماند كه چرا بىرخصت رفته بوديد - همه را اسپ داده و نوازشها نموده وعدها فرمودند - بعد از ان منعم خان كليدهاى دروازهاى قلعه را ببايزيد سپرده فرمودند كه از سوار و پياده مرد و زن بىحكم من بيرون نگذارى - و كليدهاى دروازه تا آن روزى كه محمد قليج خان برلاس كه بكومك آمده بود و كابل را از منعم خان قبول كرده و خان مذكور برآمده بتمان نيك نهار رفته و بايزيد را به جهت خدمت سپاهى در قلعه گذاشته بودند - و بعد از ان كليدهاى دروازها را بنواب محمد قليج خان سپرده مردم را فرمودند كه بمرچلهاى خود بروند *
[ ذكر محاصره كردن و تصرف نمودن مرزا سليمان با ولد خود مرزا ابراهيم حصار كابل را و برگشتن ايشان به صلح ]
روز ديگر مرزا سليمان در ديه نو در خانهاى خواجه شاه محمود كه سابق ديوان خواجه كلان بوده و در ان ولا نوكر كسى نبود فرود آمدند - و مرزا ابراهيم در چلكهء سياه سنگ متصل به پل مستان فرود آمد - و مقدم بيگ در بالاى خانهء مير رنگريز كه سركوب قلعه بود مرچل ساخت - شاه طاهر در نخاس كاروانسراى تردى گاو مرچل ساخت - مردم قلعه از دروازهء يارك بجانب كول برآمده كاه دروده « 1 » مىآوردند - و بر سر كاه هر روز جنگ پياده مىشد - و هرروز بدولت حضرت فتح و فيروزى از جانب مردم قلعه بود - بعد از چند روز مرزا ابراهيم خواست كه ديگر مردم قلعه به جهت كاه بيرون نهآيند - در بالاى بخدّانهاى كه روبروى دروازه يرك بود مرچل ساخت - و مردم بسيار گذاشت - يك روز نيم روزى بود كه
هامش
( 1 ) در اصل نسخه « درويده » نوشته *