تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
بالا رفته - با پيادهاى بدخشى كه بالاى قلعه بودند جدل كرد - پيادها را پيش انداخته بمزارهائى كه جانب خواجه خضر است فرود آوردند - و خانهاى كه در بابا دشتى بود پناه خود ساخته بايشان جدل مىكردند - و سواران قلعه - بابوس و مقيم و بابا دوست بخشى و شيخ بهلول در ته برج اشتر گردن ( گرام ) كه بازار گوسفند بود استادند - و تولك قورچى و تاش بيگ و دوست محمد ( و ) بابا دوست و سى نفر از ملازم نواب منعم خان دوكانهاى سر نخاس را پناه خود ساخته نحچى كردند - چون نماز شام نزديك شد آنها دانستند كه از قلعه كسى بدر نيايد - و پارهء در سراى تردى گاو درآمدند - و پارهء بجاى خود ايستادند - و يازده نفر از سى نفر از ملازم منعم خان مع تولك قوچى و تاش بيگ و دوست محمد ( و ) بابا دوست كه جميع چهارده نفر شدند - خواجه كلان و بايزيد و بابا دوست خواجه مسافرى و ابدال بلخى و نور محمد خواجه خضرى و طالبى برادر خادم بلحانى و شاه حسين ديه افغانى و ايمن و صالح سلطان قراكولى و رستم علىء بىبى ماه‌روى ملازم نواب منعم خان عهد و شرط كردند و سوگند خوردند كه تا بغنيم دست نرسانند برنگردند - بعنايت الهى و بدولت حضرت تكيه كرده تاختند - و از بالاى قلعه سورن « 1 » انداختند - دو سه دفعه بغنيم همراه شده چپقلشهاى مردانه نمودند - و كمال مردانگى و سردارى را تولك قوچى بجا آورد - تاش بيگ و دوست محمد
هامش
( 1 ) در اصل نسخه « صورن » ارقام يافته *