كه حضرت جنت آشيانى در كابل اتالغ ايشان ساخته بودند - كابل را بطريق دربست بمشار اليه عنايت فرمودند - و بجامهء داغو و فيل ممتاز فرمودند و بخطاب خانى و تمن و توغ و نقّاره سرافراز فرمودند - و شاه هاشم برادر ابو المعالى كه حاكم غوربند بود منعم خان در كابل مقيد ساخته ببايزيد سپردند - و مشار اليه تا آخر قلعه بندانىء مرزا سليمان دربند بود *
و چون خبر جان سوز حضرت جنت آشيانى در بدخشان بنواب مرزا سليمان رسيد ( و ) چون از مشار اليه مسنترى در سلسلهء صاحب قران ديگرى نبود - مشار اليه را بخاطر رسيد كه سكّه و خطبه در كابل بنام ما باشد - با ولد خود مرزا ابراهيم قريب بده هزار كس از سپاهى و ايماق و احشام كه در بدخشان بودند در سنه 963 « 1 » ( نهصدوشصتوسه ) بكابل آمده - و فصل نونه « 2 » درآمده بود - و در قلعهء كابل ذخيره و كم سپاهى بود - تنگ قبل كردند - و منعم خان كه حضرت جنت آشيانى او را حاكم كابل ساخته بهندوستان متوجه شده بودند در قلعهء كابل بود - و هنوز از همشيرها و فرزندان و حرمهاى حضرت جنت آشيانى و زنان امرا هيچك بهند نرفته
هامش
( 1 ) در اصل نسخه از سهو كاتب سنه 993 ارقام يافته *
( 2 ) در غياث اللغات صفحه 479 نوشته كه نون در عربى بمعنى ماهى و شمشير و نام شهرى انتهى و شايد مقصد مصنف موسم برشگال باشد - و اللّه اعلم *