دهلى از عالم رفتند از دو ماه بيشتر و كمتر نبود - و اين مصيبت در « 1 » پانژدهم ماه ربيع الاول سنه 963 ( نه صد و شصت و سه ) واقع شد - و پادشاهى و سلطنت به فرزند ارجمند ايشان حضرت جلال الدين محمد اكبر مرزا پادشاه قرار يافت - و قبل ازين بيرم خان را اتالغ ايشان ساخته بر سر سكندر بىعاقبت كه در قلعهء مانكوت درآمده بود تعيّن فرموده بودند - و شاه ابو المعالى را با جمعى كثير ديگر بكومك مرزاى مذكور نوشته بودند - درين اثنا اين خبر جانسوز را بالتوبيگ تواجى بيگى تركستانى « 2 » مع كوكبه و اسباب پادشاهى بشاهزادهء عالميان رسانيد - و خبر يافتند كه ابو المعالى خيال مخالفت كرده - در مجلس به تولك قورچى امر شد كه او را گرفته مقيّد ساختند - و مشار اليه را به ولى بيگ ذو القدر سپردند - و بعد از ان بدولت و اقبال چون در پرگنهء كلانور بتخت سلطنت جلوس فرمودند اول كسى را نوازش فرمودند منعم بيگ بود -
هامش
( 1 ) در اصل نسخه « در آخر سنه 992 » از سهو كاتب ارقام يافته - ببينيد منتخب التواريخ از بدايونى جلد اول صفحه 466 و اكبرنامه جلد اول صفحه 363 و تاريخ شاهى معروف به تاريخ سلاطين افاغنه صفحه 345 *
( 2 ) در اكبرنامه جلد اول صفحه 365 نوشته كه تردى بيگ خان ( كه به جهت سرانجام اين بلاد در دهلى اقامت داشت ) اسباب و ادارات سلطنت و دارائى مصحوب غلام على شش انگشت و جمعى ديگر از مردم اعتمادى بدرگاه جهانپناه فرستاده اظهار اطاعت و عبوديت كرد - و ميرزا ابو القاسم پسر ميرزا كامران را نيز روانهء ملازمت ساخت - و در منتخب التواريخ جلد دوم صفحه 12 نوشته كه مقارن واقعهء پادشاه مغفور و جلوس شاهنشاهى تردى بيگ خان حاكم دهلى ميرزا ابو القاسم ولد كامران ميرزا را با كارخانهاى شاهنشاهى و فيلان چيده بمصحوب خواجه سلطان على وزير خان و مير منشى اشرف خان بملازمت فرستاده بود *