تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
و نواب بيرم خان و قندهار و سمرقند و بخارا و غيره خبر مىپرسيدند - مشار اليه آنچه از هرمحل معلوم كرده بود بعرض ميرسانيد - چون آخر شب بدولت در باغ فرود آمدند - فرمودند كه جائى نروى كه جواب خواجه جلال الدين محمود را خواهيم نوشت و بدولت بخوابگاه متوجه شدند - بيدار شده نماز بامداد را ادا نموده باز بخواب رفتند - و يك پاس روز از خواب بيدار شدند - و جواب عرضه داشت خواجه جلال الدين محمود را نوشته مع اسپ و سر و پا به بايزيد عنايت فرمودند - و تا نماز ديگر بايزيد به جهت كتابتهاى اركان دولت در اردو توقّف نمود - و از همه جواب گرفته نماز شام متوجه كابل شد - پانزدهم شعبان اواخر سنه 959 ( نه‌صدوپنجاه‌ونه ) بود كه هنوز چراغ شب برات مردم كابل روشن نكرده بودند كه به خدمت خواجه رسيد - سپاهيان كهنه همه ايلغار او را پسنديدند - و راههاى ما بين آدينه پور و كابل هم مخاطره بود و او تنها آن راه را آمده بود - و بنوعى كه حضرت فرموده بودند اسباب طبخ در ارته‌باغ برده از طعامها و كباب شش لمه و سيب كماج و غيره - چون بايزيد مير سامان خواجه بود همه را مهيا كرد - چون شب در ميان نماز پيشين بدولت حضرت در ارته‌باغ نزول فرمودند - طعام مهيا شده به نظر اشرف در آورده - حضرت بمشار اليه فرمودند كه دستر خان خاصه را بينداز - و كباب را جدا كن - يك قول قبرغه براى خاصگى جدا كرده باقى را بخواجه
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 164 | محمد هدايت حسين / بايزيد بيات