عنبر فرمودند كه براى بيگمان برد - بموجب حكم عمل نمود - و از ان قول قبرغه و سيب كماج حضرت پارهء تناول فرمودند - و اين جا هم به بايزيد سر و پا عنايت كردند *
[ توجه موكب مقدس همايونى بقندهار و مراجعت بدولت و اقبال ]
و بعد از چند روز شهزادهء عالميان جلال الدين محمد اكبر مرزا همراه خوانين و اردو كه عقب مانده بود تشريف آوردند - و بعد از چند روز ديگر خواجه جلال الدين محمود را اتالغ ساخته مرزا را رخصت غزنى فرمودند - و بجميع ملازمان مرزا هندال كه حكم شده بود كه در ملازمت مرزا باشند - متوجه شدند - و منعم بيگ را قبل ازين به چند وقت اتالغ مرزا ساخته بودند امّا به جهت مهمات دريخانه نگاه داشتند - و در همون زمستان سنه 969 « 1 » ( نهصدوشصتونه ) بندگان حضرت از راه چرخ و خروار و غزنى متوجه قندهار شدند - و آن شبى كه اردو در خروار فرود آمده بودند از برف و سرما چه توان گفت و نوشت - و خروار خنكترين قلمرو كابل است و غزنى - و باوجود منعم بيگ آن روز سه مرتبه در چادر سر تراشيد - و روز ديگر چون بموضع شنير رسيدند نواب جلال الدين محمد اكبر مرزا مع خواجه جلال الدين محمود و اكابر غزنى
هامش
( 1 ) از سهو كاتب سنه 969 ارقام يافته - از اكبرنامه جلد اول صفحه 332 معلوم مىشود كه اين واقعه در عنفوان زمستان سنه 961 ( نه صد و شصت و يك ) واقع شد و نيز به طرف قندهار بسبب خبر بغاوت بيرم خان متوجه شدند - امّا اين خبر غلط ثابت شد و حسن اخلاص بيرم خان بوضوح پيوست لهذا قندهار را به بيرم خان مستقيم داشتند *