تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
جدا كرده‌ايم بيارند - و بمشار اليه سپارند - اسباب را آوردند و بچمله كوكه سپردند - و مرزا كوچ كرده متوجه مكّهء معظّمه « 1 » شدند - و حضرت متوجه كابل - و آن بىسعادت بيگ ملوك چند منزل كه همراه مرزا رفت بىرخصت جدا شده آمد - بندگان حضرت را بغايت ناخوش آمد - و از ان بىوفائى كه بمرزا نموده بود باوجود مقبولى - مردود خاص و عام شد - و اين بيت مناسب احوال نوشته شد -
بيوفائى شيوهء محبوب ميدانيم ما * نيست خوبان را وفائى خوب ميدانيم ما
و در لب سيلاب « 2 » كه بجانب هند بوده دوازده پياده - قراولان گرفته آوردند - حضرت فرمودند كه آن طرف آب بياريد تا تحقيق نموده آزاد كنيم - بملا على برادر مولانا عبد الباقى صدر تركستانى سپردند - چون اردو از آب عبور كرده مشار اليه تنها و اينها دوازده نفر بودند - مشار اليه از ترس همه را گردن زده - و سرهاى ايشان در تبره انداخته بدريخانه آمد - و اين معنى به بندگان حضرت رسيد - به او و مولانا عبد الباقى
هامش
( 1 ) در اكبرنامه جلد اول صفحه 331 نوشته كه « ميرزا از راه درياى سند به ؟ ؟ ه رفت - و از ان‌جا به مقصد شتافت و سه حج دريافت - و در يازدهم ماه ذى الحجه در منا سال ( 964 ) نهصدوشصت‌وچهار لبّيك گويان اجابت دعوت حق نموده محمل عدم بست » * ( 2 ) در اكبرنامه جلد اول صفحه 341 نوشته « پنجم صفر اين سال ( نهصد و شصت و دو ) درياى سند كه به نيلاب مشهور است مستقرّ رايات نصرت شد » شايد اين لفط سيلاب كه در اصل كتاب نوشته از سهو كاتب است و بجايش نيلاب باشد *