تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
همايون بادشاه داشتند و سخن او پيش سپاهى و رعيت معتبر بود قبول نموده شهزادهء عالميان را رخصت سير نمودند - و اين به حضرت رسيده بود - روز ديگر منعم بيگ بطريق عادت در ملازمت حضرت بود شمس الدين محمد اتكه شاهزاده را بكورنش حضرت آوردند - و حضرت فرمودند كه دى روز بحاجى محمد سلطان فرموده بوده‌ايد كه ما را به آخوند گفته آزاد كن - ديگر همچون نكنند - و بعد از ان كه شاهزاده متوجه مكتب شدند - حضرت فرمودند كه منعم من شنيده‌ام كه شما آزاد كرده بوده‌ايد - من به جهت اين نام حاجى محمد را بايشان ظاهر كردم كه مرزا هنوز خورد هست - مبادا در خاطر او بماند كه منعم بيگ مرا آزاد كرده آمده به حضرت هم گفته - و يك وقتى اگر من نباشم مبادا به تو ضرر رسانند - بس حاجى محمد بىادبست به او هرضررى كه رساند قابل آن هست - و اين حكايت را در سنه 978 ( نه‌صدوهفتادوهشت ) در جونپور كه بايزيد بيات را در سركار بنارس به جهت كنگش لشكر بنگاله كه حضرت - قاسم على خان را بجونپور به پيش منعم خان خانخانان كه بخطاب خان باباگى هم پيش از ان بسالها سرافراز شده بود گفته بودند - و درين تاريخ كه اين مختصر باتمام رسيد در خاطر بايزيد مانده بود داخل كرد - بسبب آنكه دستور را به عمل خوانين و ملازمان درگاه هرپادشاهى شود كه در محل ملازمت پادشاهزادها ملاحظه نمايند كه در خوردى بهر نوع كه به آنها آشنائى مىكنند در خاطر شريف ايشان مىماند - و در ايام پادشاهى فراخور آشنائىء ايام مرزائى نتيجه مىدهد *
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 148 | محمد هدايت حسين / بايزيد بيات