چون خبر مرزا كامران رسيد كه در ميان مهمند و خليل نشسته و روز بروز جمعيت زياده مىشود - حضرت را فرصت آن نسبت نشد كه بسر مرزا كامران متوجه شوند - چون حضرت در سياه آب گندمك فرود آمده بودند حيدر محمد آخته بيگى و جمعى را هراول تعين كردند و ايشان از سياه آب گذشته فرود آمده بودند - مرزا كامران همراه مهمند و خليل در كرهسو بودند كه دامنهء سفيد كوه است كه آن طرف بنگش است و اين طرف جلال آباد - چون خبر تشريف آوردن حضرت را شنيدند از لشكر مهمند و خليل جماعهء را به خود همراه ساخته شبخون خيال كرده بر سر اردوى حضرت آمد - چون اردوى آن طرف سياهآب بود و شب بود راه نيافتند - بر سر اردوى حيدر محمد اخته بيگى كه هراول بود ريخته - و مرزا خود بر سر چادر مشار اليه ايستاده - شاه بداغ و بعضى يكّهاى ديگر در چادر درآمده شمشير بر حيدر محمد انداختند - چنان كه دست مشار اليه چولاق شد - چون حضرت نزديك بودند مرزا نتوانستند بكرهسو رفت - همراه افغانان مهمند و خليل از جلال آباد و هندالپور گذشته در باريك آب در قبيلههاى افغانان فرود آمدند - و حضرت متعاقب متوجه شده ميانهء چيريار و هندالپور فرود آمدند - و گرد اردو را مرچل بخش كرده خندق كنديدند - و خواجه جلال الدين محمود را داروغهء كابل گذاشته بودند - و بندهء درگاه بايزيد در ملازمت خواجهء مذكور بود - بعد از چند روز مرزا كامران
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 145
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص١٤٥