بعد از چند روز حضرت بر سر مرزا كامران و افغانان متوجه شدند - چون ( با ) احشام بودند و مرزا هم چندان جمعيت نداشت - بپادشاه كلان مقاومت نتوانستند كرد - و مرزا فرار را قرار داده رجوع بسليم خان ولد شير خان كه در ان عصر پادشاه هند بود كردند - و پيش از آنكه اين قضيه دست دهد بحاجى محمد بابا قشقه گناه بسيار نوشتند - مشار اليه را معه شاه محمد برادر او چون نادولتخواهىها ازو سر زده بود و درين لشكر هم بمرزا كامران اتفاق كرده بودند بجهنم فرستادند - و بيرم خان در غزنين او را دلاسا داده همراه آورده بود و در محلى كه گناهان به او نوشته بودند نتوانست كه او را حمايت كند - و خان مذكور را نيز در همان چند روز رخصت قندهار كردند - و افغانان تاراج يافته بدرّها و قشلاقهاى خود درآمدند - و حضرت مراجعت نموده بكابل تشريف آوردند - و تيرماه را بدولت در ارتهباغ گذرانيدند *
و در زمستان سنه 949 « 1 » متوجه هندوستان شدند - چون در موضع پاقغاد شحنه از اعمال تمان اوكر بود نزول فرمودند
هامش
( 1 ) در ترجمه خويش ارسكن صفحه 35 سنه 959 ( نهصدوپنجاهونه ) ترجمه كرده در طبقات اكبرى جلد دوم صفحه 80 مرقوم شده كه « در ذى حجه سنه احدى و ستين و تسعمائه آنحضرت پاى سعادت در ركاب دولت آورده عازم تسخير هندوستان شدند » - و نيز در اكبرنامه جلد اول صفحه 340 تحرير شده كه « در اواسط ذى الحجه ( 961 ) نهصد و شصت و يك در ساعت مختار . . . عنان عزيمت و الا بصوب صواب ممالك هندوستان معطوف فرمودند » *