تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
و بالتوبيگ و تاخچى هم آمده ملحق شدند - و آثار هراولان مرزا هم ظاهر شد * چون بندگان يك تير پرتاب بدرون درّه درآمدند و يك تير پرتاب ديگر كوهى در ميان درّه ظاهر بود كه هراولان مرزا مثل آق سلطان و بابا سعيد قبچاق و جمعى ديگر در عقب آن بينى بودند - و پيش‌بينى سنگ‌لاخى داشت - حسين قلى سلطان مهردار و قوندك سلطان برادر بيرم اغلن و مرزا قلى چولى و پير محمد آخته و فريدون تغائى نواب حكيم مرزا و جمعى ديگر بهراولان مرزا تاختند - چون زمين شخ بود نتوانستند بهراولان رساندن - آنها شيبه تير گرفتند - تيرى به پير محمد خورده درجهء شهادت يافت - و اسپ مرزا قلى بسر رفته پاى مشار اليه شكسته بود - امام قلى و پسر مشار اليه از جملهء قورچيان حضرت بود - بسر پدر خود تاخت كه پدر خود را سوار كند او نيز بشهادت رسيد - و تيرى بر اسپ حسين قلى سلطان مهردار رسيد از اسپ غلطيد - بايزيد ملازم مشار اليه اسپ كشيده او را سوار كرده به يسل حضرت ملحق ساخت - و حضرت نيز بدولت بر سر كشتها رسيد - و درين اثنا ميرزا كامران بر بالاى بينى برآمده سركوب شده - و عورات و دختران مرزا نيز دستار بسته همراه مردم مرزا ظاهر شدند - توپچيان كه در جلو بودند تفنگهاى خود را غلوله نمانده بودند - و اكثرى از توپچيان مرزا بودند كه در كابل ملازم حضرت شده بودند - چون مرزا بسركوب برآمده بود و دو سه مرتبه شيبه تير