تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
زنده بدست افتادند - هر دو را مرزا بشهادت رسانيد - و مردم شكست خورده بسه راه رجوع كردند - و مرزا متعاقب پارهء از دنبال حضرت بجانب قوربند روان شدند - و جمعى به راه كابل و جمعى ديگر بدرّهء كه بموضع استالف مىرفت - و بايزيد درين جماعه همراه بود كه باستالف مىرفتند - و از مردم اعيان دران جماعه سردار بيگ ولد قرجه و ابراهيم ايشك آغا و خواجه قاسم بيوتات و مست على قورچى و امام قلى قورچى و جمعى ديگر ( بودند ) - و امام قلى و ابراهيم زخمها داشتند - و هزارها هم سر راه گرفته - جمعى ديگر ازين مردم زخمى شده - اسپ و يراق را هزارها گرفتند - و روز ديگر چندى ازين جماعه پياده باستالف رسيدند - و ظاهر شد كه امام قلى و ابراهيم به همان زخمها از دنيا رفتند - و چون جو درو ( جدرى درو ؟ ) بود از گرمىء هوا بايزيد برگهاى چكرى را جامه ساخته به خارهاى صحرا دوخته پوشيده و خود را باستالف رساند - رئيس پير محمد استالفى بايزيد را شناخته سر و پا و كفش آورده پوشانيده - و روز ديگر بهزادى كه جاگير حسين قلى سلطان و تاخچى بيگ ( بود ) ظاهر شد - و روز ديگر در كابل بسر خيابان رسيده - و بابا دوست يساول مرزا سليمان كه در ان ولا پيش مرزا كامران مىبوده اسپ حسين قلى سلطان را سوار شده - و تاج مشار اليه را بر سر مانده و خنجر او را بر ميان بسته ظاهر شد كه حسين قلى سلطان را او فرود آورده پيش مرزا برده بوده - مرزا كامران در جاى آستانهاى دوست نقّاش فرود آمده كه در دامنهء
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 130 | محمد هدايت حسين / بايزيد بيات