اجلال ارزانى فرمودند - آن زمستان همين سال را بدولت و اقبال در ارك كابل بصحبت گذرانده - و اول بهار بطريق عادت بارتهباغ تشريف بردند - و بيگمان نيز هريك به منزل خود در آمدند - و در ماه شوال همين سال حسين قلى سلطان مهردار را خدا پسرى داد - و او را بوتراب نام كردند - و بايزيد را بيست و هفتم همين شوال خدا پسرى داد - و حسين قلى سلطان او را سعادتيار نام كردند - و سعادتيار بيگ مذكور در خانهء حريف بيگ ولد ملا عبد الخالق آخوند مرزا كامران كه متصل بخانهء آخوند مذكور است و خانهء آخوند در ته ارك كابل است تولّد كرد *
فصل سوم برآمدن مرزا كامران و مرزا عسكرى از كولاب و خبر يافتن حضرت - درآمدن از كابل و متوجه شدن درّهء قبچاق به جهت دفع و رفع مرزا كامران
ميرزا كامران مرزا عسكرى را در كولاب مانده و خود برآمده باز باغى شد - بنياد فتنه و فساد نمود - چنان كه اكثر جايهاى بدخشان را تصّرف كرد - و ميرزا سليمان و مرزا ابراهيم خود را بسر درّها كشيدند - و چاكر عليخان ولد سلطان اويس بيگ مع برادران و مردم كولاب اتفاق كرده بر سر مرزا عسكرى آمده كولاب را قبل كردند - و مرزا كامران بكولاب رفته مرزا عسكرى را مع اورق از كولاب برآورد - و به خود ملحق ساخته