تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
شدند حضرت حيدر محمد آخته بيگى را طلب فرمودند كه بشاه بابا تولكچى بگو كه راهبرى پيدا كند كه از بيراهه بكابل توان رفت - چون شاه بابا بملازمت رسيد خدابخشى لولحى نام كه از ايماق ايلابحق بود و يك چشم او كور بود آورد كه اين راه‌ها را خوب مىداند - و بشاه بابا ذوليجه و طوق عنايت كردند - و برهبر هم وعدهاى پادشاهانه فرمودند - و نماز خفتن گذشته بود كه شدّه « 1 » بر نيزه بسته بدست بايزيد دادند كه از دنبال رهبر برود - و حضرت نيزه را ديده از عقب روان شدند - و ازين هفصد هشتصد كس پنجاه شخص خبر يافته همراه حضرت شدند - و ديگران « 2 » بر سر چاهها ماندند - دو سه كروه آمده بودند كه درّهء پيدا شد كه مارپيچ ( بود ) - بايد فرود آمد - و مارپيچ بالا رفت - چون ازين درّه گذشتند تا يكپاس شپ در هموارى مىرفتند كه رهبر گفت كه ده ايبك نزديك است - دهن اسپان را ببندند كه مبادا مردم ايبك خبردار شوند - و روز ديگر آب نيافته بودند - روز سيم نماز عصر بود كه بسر كوتل چار چشمه رسيدند كه دو چاه بود كه در ئيلاق و ايماق سايه‌غنچه است و بعد از سه روز از شكست به آن منزل نزول فرمودند - و دو چاه بدستور چاههاى كه در بالا گذشته در ان منزل بود - يك چاه جاى فرود آمدن پياده بود -
هامش
( 1 ) در فرهنگ انندراج جلد دوم صفحه 537 شدّه سلكهاى ياقوت و لآلى كه بر دور گريبان و چاك سينه آويزند * ( 2 ) در اصل نسخه « و ديگران و ديگران بر سر چاها » *
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 118 | محمد هدايت حسين / بايزيد بيات