از حضرت دور تر ايستاد بود فرمودند كه كروتىء ما را پر آب ساخته باقى را بقاسم حسين خان بده - هريا نام آبدار كروتى در دست او بود پر كرده بمشار اليه سپرد - درين فرصت مردمى كه پراگنده شده بودند به حضرت ملحق شدند - حضرت بدولت متوجه راه شدند *
و درين ولا اسپ الّه خانهزاد مرزا سليمان كه برادر اسپ قراطاق كه خضر خواجه سلطان داده بود و سلطان به بايزيد مرحمت فرموده بودند مانده شد - و حضرت به بايزيد فرمودند كه مردانه باش كه به تو اسپ پيدا خواهد شد - بعد از ساعتى سپاهىء - استر ركيب حسين قلى سلطان را سوار شده كه در لب آب غلام ركابدار را مع خرجين انداخته گرفته بوده پيدا شد - بايزيد بحسين قلى سلطان گفت كه استر ركيب حسين قلى خان را يك سپاهى سوار شده مىآيد - حضرت شنيدند و فرمودند كه بگير - چون آن سوار نادانسته نزديك آمد بايزيد او را از استر فرود آورده گرفت - و آن شخص چون مضايقه مىكرد بندگان حضرت قمچى حوالهء آن سپاهى كردند كه او استر خود را مىگيرد تو چرا مضايقه مىكنى - چون بدولت حضرت استر بدست آمد اسپ مانده شده را همانجا گذاشته - تا دروازهء كابل احتياج باسپ ديگر نشد - نزديك بشام بود كه بر سر چاه - چند ديگر مثل اين رسيدند - و قريب نهصد هشتصد كس به حضرت ملحق شده بود - حضرت لايق نديدند كه اين جمعيت همراه باشد - فرمودند كه امشب درين منزل خواهم بود - چون مردم به آب دادن اسپ مشغول
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 117
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص١١٧