تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
ببينند ايمان نمىآورند ، براى بيان كردن اصرار بر كفر و تكذيب از ناحيهء ايشان مىباشد و نيز فرمود : اينها به جهت اصرارى كه بر انحراف از طريق رشد و هدايت دارند با اينكه هدايت و ضلالت را مىشناسند ، نه به جهت خطا و نادانى و اشتباه ، بلكه به عمد راه رشد را رها كرده و راه گمراهى را مىپيمايند ، به جهت همين صفات است كه خدا آنها را از آيات خود دور و منصرف مىگرداند و علّت اين انصراف هم تكذيب و غفلت آنها نسبت به آيات خداوند است و اينها متوجّه عاقبت اين بىتوجهى و غفلت خود نبوده‌اند . ( 147 )
( وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ لِقاءِ الْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا ما كانُوا يَعْمَلُونَ )
: ( و كسانى كه آيات ما و لقاء آخرت را انكار و تكذيب كردند ، اعمالشان باطل شد ، آيا جز بدانچه عمل كردند ، جزا داده ميشوند ؟ ) ، مىفرمايد : منكران معاد و آيات الهى اعمالشان بىاثر و باطل مىشود و اين مجازات عمل آنهاست . پس جزا ، نفس همان عمل است و حبط عمل و بىاجر بودن آن ، خود نوعى كيفر محسوب مىشود ، چون پاداش هر عمل نيكى ، خود عمل است و لذا وقتى عمل آنها بى اجر و باطل شود ، در حقيقت بىاجر شدن آن يك نحوهء كيفر است و نتيجه بىاجر شدن حسنات كسى كه هم حسنه دارد و هم سيئه اين است كه جز كيفر سيئاتش ، پاداش ديگرى نداشته باشد . و اگر هم مراد از ( جزا ) پاداش نيك باشد ، معنا چنين مىشود كه ايشان به هيچ عملى پاداش داده نمىشوند ، چون بعد از حبط اعمالشان هيچ عمل صالحى ندارند . ( 148 )
( وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًا جَسَداً لَهُ خُوارٌ أَ لَمْ يَرَوْا أَنَّهُ لا يُكَلِّمُهُمْ وَ لا يَهْدِيهِمْ سَبِيلًا اتَّخَذُوهُ وَ كانُوا ظالِمِينَ )
: ( قوم موسى بعد از به ميقات رفتن او ، از زيورهايشان گوساله يا پيكرى كه صداى گوساله داشت بساختند ، آيا نمىديدند كه آن گوساله با آنها سخن نمىگويد ، و آنها را به هيچ راهى هدايت