تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
چون منزّه از اشارهء حسّى و برتر از مشاهدهء عيون است ، لذا خداى متعال در جواب موسى فرمود : تو ابدا مرا نخواهى ديد ، يعنى چنين چيزى امكان عقلى ندارد و براى آنكه مطلب براى موسى تفهيم شود به او خطاب فرمود : كه به كوهى كه در پيش نظر توست بنگر ، من خود را براى اين كوه ظاهر مىسازم ، اگر ديدى تاب ديدن مرا آورد و بر جايش مستّقر ماند ، تو هم طاقت ديدن مرا خواهى داشت ، امّا زمانيكه خداوند قدرت خود را بر كوه ظاهر نمود ، آن را در هم كوبيد و در فضا متلاشى و پرتاب نمود ، موسى در اين هنگام از هيبت اين منظره بيهوش شد ، پس زمانيكه به هوش آمد ، گفت : خدايا تو منزّهى از آنكه قابل رؤيت ما باشى و من از اين پندار غلط و درخواستى كه نمودم به درگاه تو توبه مىكنم و من اوّلين كسى هستم كه به ناديدنى بودن تو ايمان آورده‌ام . اين معناى ظاهرى آيه است ، امّا آنچه از رؤيت به ذهن موسى عليه السّلام متبادر شده بود ديدن معروف كه به ذهن عوام مىرسد نيست ، چون موسى عليه السّلام مىدانست كه خداوند قابل اشارهء حسى نيست و ديگران او را درك نمىكنند ، امّا منظور موسى از ديدن ، طلب علم ضرورى براى رسيدن به كمال علم بوده ، يعنى روشنترين مراحل علم و درك كه تنها با زائل شدن حجابهاى نفسانى و تيرگى گناهان و حجابهاى مادّى حاصل مىشود و اگر اين حجابها نباشند ، جانها به ادراك روشن و رؤيت به ديدهء بصيرت نائل مىشوند ، پس موسى عليه السّلام طلب علم ضرورى را نموده ، چون خداى تعالى قبلا به وى علم نظرى ( از طريق آيات الهى ) ارزانى كرده بود و حتّى با او سخن گفته و از طريق ايجاد صوت با وى تكلّم مىنمود و اينكه خداوند به او جواب
( لَنْ تَرانِي )
داد راجع به زندگانى دنيا بود ، يعنى انسان مادامى كه در بند ماديّات و در قيد و بند جسم است ، هرگز مشرّف به چنين علمى نمىشود و تنها در زندگانى اخروى است كه انسانهاى متقى و مؤمن به اين شرف مشرّف مىگردند ، و جملهء
( لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ
. . . ) دلالت نمىكند كه تجلّى پروردگار محال نيست ، چون براى كوه تجلى نموده ، بلكه در صدد فهماندن اين معناست كه موسى قدرت و استطاعت تجلّى را ندارد و بيهوش شدن موسى هم به جهت آن بود كه قهر الهى