حكمت بالغهاش و لذا عجله كردن يا نكردن شما تأثيرى در امر الهى ندارد و ظاهرا مراد از اين امر همان مسأله نزول تورات بوده ، يعنى مىفرمايد : چرا از تأخير من نگران شديد و در امر مراجعت من و آوردن تورات عجله كرديد و به راه خطا افتاديد ؟ و لذا از شدت ناراحتى الواح تورات را انداخت و موى سر هارون را بدست گرفت و او را به شدّت طرف خود كشيد و اين عمل به جهت ناراحتى آن حضرت بوده و چنانچه در سوره ( طه ) ذكر شده ، موسى به هارون گفت : اى هارون چرا وقتى ديدى اينها گمراه مىشوند دستور مرا پيروى نكردى و از آنها جلوگيرى ننمودى ، امّا هارون براى برانگيختن ترحّم موسى ، نگفت ( اى برادر ) بلكه نام مادرش را برد و گفت : ( اى پسر مادرم ) وقتى من اينها را از گوساله پرستى منع كردم و با آنها مخالفت نمودم ، اينها اعتنايى به حرف من نكردند و نزديك بود مرا بكشند ، پس مرا در نزد اين دشمنان خوار و خفيف مساز و زبان ملامت و شماتت آنها را بر من بار مكن و مرا هم رديف اين ستمكاران قرار مده ، چون من جزء آنها نستيم و در سوره ( طه ) هارون در ادامه مىگويد :
( إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي )
« 1 » ، ( من ترسيدم كه بگويى تو ميان بنى اسرائيل تفرقه انداختى و رعايت دستورات مرا نكردى ) ، و اين امور كه بدست موسى جارى شد مخالفتى با عصمت آن جناب ندارد ، چون عصمت ، تنها امورى را نفى مىكند كه مربوط به حكم خداى سبحان باشد ، نه امور جارى زندگى ، و عملى كه موسى دربارهء هارون نمود ، اثر همان خيالى بود كه ايشان در مورد هارون داشت و قصد داشته برادر خود را در يك امر ارشادى تأديب نموده باشد نه در يك حكم مولوى از جانب پروردگار ، تا اشتباه در آن منافى با مقام عصمت باشد .
( 151 )
( قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِأَخِي وَ أَدْخِلْنا فِي رَحْمَتِكَ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ )
:
( موسى گفت : خدايا من و برادرم را بيامرز و ما را در رحمت خود داخل كن كه همانا تو
هامش
( 1 ) - سوره طه ، آيه 94 .